برچسب: قصه

عروسک نمدی ـ آشتی نمدی

تا به حال برای سرگرم کردن بچه‌هایتان عروسک‌های نرم نمدی را امتحان کرده‌اید؟ خودتان چه؟ خاطره‌ای از آن‌ها دارید؟

شیرینی بهشتی

شیرینی بهشتی یا کُرکی از شیرینی‌های سنتی نوروز و فصل بهار است. داستان دخترک شیرینی‌فروش را بخوانید که آن را تولید و به خانواده‌ها و کافی‌شاب‌ها می‌فروشد.

خاطره‌ ها ـ روبان دوزی

روزهایی که نعمت خان می‌خواهد بیاید، انگار می‌خواهم یک معما حل کنم. می‌روم توی سایت‌ها می‌گردم ببینم طرح تازه چی هست؛ چیزی که بتواند خاطره‌ای را زنده کند.

باسلام؛ بازار هزارقصه

احتمالاً همه ما این تجربه را داشته‌ایم که گذرمان به بازار سنتی شهر افتاده و ناگهان حال و هوای بازار به دلمان نشسته. تا به حال فکر کرده‌اید چرا بازارهای سنتی این قدر دلنشین و دوست‌داشتنی‌اند؟ چرا این قدر حال خوبی دارند؟ باسلام یک بازار است؛ مانند بازار سنتی ولی با به‌روزرسانی‌های مدرن.

«آن فروش فراموش‌ناشدنی» | اعلام برگزیده و متن کامل ماجراهای فروش

در بازار هزارقصه باسلام هر غرفه‌دار و مشتری قصه‌ای شنیدنی دارد. ماجرای آن فروش فراموش‌ناشدنی بهانه‌ای‌ست برای بیشتر دانستن از قصه‌های همدیگر.

استرس اولین فروش

اولین مشتری من هیچ وقت نفهمید که چقدر برای من مهم بوده، اتفاق عجیب و خاصی نیفتاده بود. من یک جنس فروخته بودم و او یک جنس خریده بود، روزی هزاران بار ممکن است این اتفاق بیافته اما برای من قضیه فرق داشت.

فرشته‌ای در خیابان

با اتفاقی که برایمان افتاد، آن شب خیلی طولانی شد. ایستاده بودیم پشت چراغ قرمز و چشم‌مان به شمارش معکوس بود. می‌خواستیم برویم فلکه برق و بستنی مغزدار همیشگی‌مان را بخریم. اما...

خرید غیرمنتظره

فردا شد و باز فروشنده زنگ زد و من رویم نمی‌شد جواب بدم. فقط رو کردم به خدا و گفتم: «خدایا تو برام جور کن». ظهر شد، شماره ناشناسی زنگ پشت زنگ... جواب ندادم؛ گفتم شاید فروشنده هست، داره با یک شماره دیگه زنگ می‌زنه. ولی همین‌جور زنگ می‌زد... تصمیم گرفتم جواب بدهم و بگویم این سری پول ندارم، نمی‌توانم خرید کنم. جواب که دادم دیدم...

بافتن زندگی

حس کردم که خیلی دوست دارم ببافم و از یک گلوله کاموا یک لباس به وجود بیارم. ولی از اون جایی که همیشه تو ذهنم بود که بافتنی فقط کار مادربزرگاست، ترسیدم که این حس قوت بگیره ...