ویژه نامه مهمانی اهالی باسلام
مهمانی دوم
پشت صحنه مهمونی باسلام در خرداد ۰۳
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است… در امتداد سنگ ریزه های تقریبا مرتب شده صدران قدم میزنم و به مهمونی دوم باسلام فکر میکنم.قراره خردادماه هم میزبان غرفه دارهایی باشیم که خیلی هاشون رو تا حالا از نزدیک ندیدم ولی روزهای زیادی باهاشون در تعامل و گفتگو بودم. دغدغه […]
فهرست:
روایت هایی از مهمانی
ما آدمها تصمیم هایمان را در مهمانیها میگیریم
این روزها، هم به خاطر اوضاع زندگی خودم و نزدیکانم، هم به خاطر اوضاع ایران و هم به خاطر اوضاع جهان، خیلی به این فکر میکنم که ما آدمها چطوری…
شوق دیدار و آشنایی
توی شلوغی گیج و گنگ میشوم. دورهمیهای بیش از سه تا چهار نفر منزویام میکند. نمیتوانم ارتباط چشمی بگیرم. دوست دارم بروم گوشهی اتاق یا مثلا صندلی آخر میزی که…
زئوس به هادس چه گفت؟
مهمانی ساعت چهار بود ولی برای ما از یک ساعت زودتر کلندر شده بود. یک ربع به سه رفتم دنبال زنم، چون بعد از شش ماه رانندگی هنوز جنون پشت…








