

به خاطر گلابگیری تا پای مرگ رفتم
چشمهایش از گرسنگی و تشنگی سیاهی میرفت که صدای اذان توی محله پیچید. مادر صدا زد:«محمدجواد، بیا افطار کن.» اما او پاگذاشت درون حیاط و رفت سراغ دستگاه عرقگیر خانگیشان. گلابگیری و عرقگیری حالا تنها امیدش بود برای کسب روزی و عرق جمع شده در خروجی دستگاه کمتر از انتظارش بود. مادر دوباره داد زد:«بیا […]
دکتر گلاب؛ دکترای مهربونی!
گلاب و عرقیجات توی قلب ما ایرانیها جای خاص خودش را دارد: عطر گلاب برای ما یادآور شلهزردهای نذری مامانبزرگ و شربتهای خنک تابستانی است و عرق نعنا توی همه سالهای زندگیمان علاج دردهای بیدرمانمان بوده است. اما چه میشود کرد که این روزها بازار پر شده از گلابها و عرقیجات تقلبی و خیلیها را […]













