روایت غرفه‌دار

Image Not Found

با یوسف بر ساحل رود فراموش‌شده
با یوسف بر ساحل رود فراموش‌شده
توسطعلی علیزادهWednesday، 10 خرداد 14034813

رود انگار بیماری از تب‌برگشته، با لب و لوچه‌ی خشک و کف‌آلود آن پایین بال‌بال می‌زد و ما نشسته بر دیواره‌های سنگچین کنار خیابان با…

خانواده‌ی اصیل هنرمند
خانواده‌ی اصیل هنرمند
توسطفاطمه سادات موسویTuesday، 9 خرداد 14034859

زرین‌تاج خانم زهرا را در آغوش می‌کشد. برایش آرزوی خوشبختی و موفقیت می‌کند. ظرف پذیرایی طالبی‌ها را سریع روی هم می‌گذارم، لقمه آخر را…

بکار برای لبخندِ تی‌تی
بکار برای لبخندِ تی‌تی
توسطفاطمه دولتیSunday، 31 اردیبهشت 14034698

سال 1400، شیله‌وشت تی‌تی، لحاف را کنار زد و به سرعت بلند شد. دست و رو نشسته مانتو و مقنعه‌اش را از میخ روی…

مرد غائبی که حاضر بود
مرد غائبی که حاضر بود
توسطالهه صالح‌پورSaturday، 30 اردیبهشت 14038369

هر چقدر هم اتوبانهای طولانی و پل‌های بزرگِ تو در تو و ساختمانهای سر به فلک کشیده بسازیم، باز هم طبیعت بر ما غلبه…

دِلِمان خوش است که پنجاه بِدَرَه‌‌‌س!
دِلِمان خوش است که پنجاه بِدَرَه‌‌‌س!
توسطزهرا خلیلیSunday، 24 اردیبهشت 1403710

صدای دهل می‌رسد. خوش است. نزدیک می‌شوی، کوردهای روستای تارم پنجه در پنجه‌ی کوردهای قاقازان دستمال می‌چرخانند و می‌رقصند. روبروی جوانانی که در ردیفی…

من اسیر این هنر شدم
من اسیر این هنر شدم
توسطریحانه حقانیSunday، 24 اردیبهشت 14035657

درد کمر امانش را بریده بود. خوابش نمی‌برد. از شدت درد پرش پا گرفته بود. ساعت را نگاه کرد: ۴:۰۰. دستش را تکیه داد…

پرسه در اردیبهشت با جیب خالی
پرسه در اردیبهشت با جیب خالی
توسطفاطمه دولتیSaturday، 23 اردیبهشت 14035451

با نوک پوتین کوبید به زمین و همینطور که دست می‌کشید به سر کچلش گفت:«از فردا یه روز باید برم پادگان و یه روز…

پرش به بالا