روایت غرفه‌دار

Image Not Found

قالو بلی
قالو بلی
توسطجیران مهدانیانMonday، 23 اردیبهشت 140410421

لحظه‌ای که بله را گفتم این جای ماجرا را نخوانده بودم. نمی‌دانستم به همه چیز دارم بله می‌گویم. بعد از خواندن خطبه عقد، رو…

کتابی پنهان شده بین ظرف‌ها!
کتابی پنهان شده بین ظرف‌ها!
توسطمهدی نانکلیMonday، 23 اردیبهشت 140410809

روزگار عجیبی‌ست. در زمانه‌ای که برای هزار تومان بیشتر یا کمتر، چه کارها که نمی‌شود، با کارآفرینی مواجه می‌شوی که به هرکاری برای سود…

از دشداشه عربی تا روپوش پزشکی
از دشداشه عربی تا روپوش پزشکی
توسطمنصوره جاسبیWednesday، 4 اردیبهشت 14045743

گاهی وقت‌ها یک بار و گاهی دیگر باید بارها و بارها، «نه»ها، «نمی‌شود»ها، «نمی‌توانم»ها را سر جای‌شان نشاند. باید محکم جلوی‌شان ایستاد تا نتوانند…

پسر تابوشکن
پسر تابوشکن
توسطزهرا حسنلوTuesday، 3 اردیبهشت 14047742

«من اصلا اینجا هیچ کس رو ندارم فقط خودم و خانمم» از این دیالوگ بود که، رد «الگوی سفر قهرمان» در گفتگوهایمان جان گرفت.…

نان عشق را می‌خورد
نان عشق را می‌خورد
توسطآرنوش بصیری‌پورMonday، 2 اردیبهشت 14046880

تا به حال پایم را در شهرک صنعتی بزرگ شیراز نگذاشته بودم.گهگاهی در خروجی شهر، چشمم به تابلویش افتاده بود. لوکیشن دقیق را ندارم.…

به لطافت تیغ‌های زرشک
به لطافت تیغ‌های زرشک
توسطالهه صالح‌پورWednesday، 21 فروردین 14045344

داماد آقای شیدری. اسم کوچکش را نپرسیده‌ام و سنش را هم؛ اما پیداست در سالهای میانیِ جوانی‌اش است. از آن جوانی‌های مخصوص بچه شهرستانی‌ها.…

پرواز از قسمت تاریک نصف النهار
پرواز از قسمت تاریک نصف النهار
توسطوفا یوسفیTuesday، 20 فروردین 140411333

ظهر زمستانی قم است، قرار و مداری خودمانی دارم با یک کاسب کهنه کار. با چهره ای که خیلی اتفاقی در آن طرف کره‌ی…

پرش به بالا