روایت غرفه‌دار

Image Not Found

مخلوق خلاق خالق
مخلوق خلاق خالق
توسطمحدثه حاجی‌قاسمیThursday، 16 آذر 14039383

چشم‌هایش روی صفحه سیاه مانیتور قفل شده بودند. تلفن روی میز، دست از زنگ خوردن برنمی‌داشت. همان‌طور که با انگشت اشاره فرهای سیم تلفن…

مترهای این کارگاه، میلیمتر دارد نه سانتی‌متر!
مترهای این کارگاه، میلیمتر دارد نه سانتی‌متر!
توسطفاطمه دولتیMonday، 13 آذر 14039640

رتبه کنکورش شد 400 و هرکس شنید ذوق‌زده پرسید: «مرتضی میری پزشکی دیگه؟» و مرتضی فقط لبخند زد. پدر گفت: «با رتبه 400 پزشکی…

هدیه‌ی پدر!
هدیه‌ی پدر!
توسطفاطمه دولتیTuesday، 7 آذر 14039560

مرد در خیابان‌های کویت راه می‌رفت. از شلمزار آمده بود این ور آب تا کار کند و یک لقمه نان حلال ببرد برای زن…

اراکی‌های بغدادی یا بغدادی‌های اراکی!
اراکی‌های بغدادی یا بغدادی‌های اراکی!
توسطکلثوم نظریMonday، 6 آذر 14038159

دور از شلوغی‌ و هیاهوی پایتخت صنعتی، توی روستا با آب و هوای پاک که نفس بکشی، کارخانه و صنعت و دورِ تندِ زندگی…

معجزه دست های بابا
معجزه دست های بابا
توسطوجیهه غلامحسین زادهSunday، 5 آذر 14037661

پدرم از آن آدم های فنی است که هر وقت یک وسیله برقی و غیر برقی خراب می شود جعبه جادویی ابزارش را برمی‌دارد…

وقتی دست‌‌ درختان چشم‌هایم را قاب گرفت
وقتی دست‌‌ درختان چشم‌هایم را قاب گرفت
توسطریحانه حقانیTuesday، 30 آبان 14037063

خیلی کسل بودم. آن‌قدر که حتی شوق دیدن موزه هم سرحالم نمی‌آورد. راستش باید یک اعترافی بکنم. من موزه‌ها را آن‌قدرها هم دوست ندارم.…

انگار یک معجزه بود
انگار یک معجزه بود
توسطزهرا حسنلوSunday، 28 آبان 14036735

زندگی که خرخره‌یمان را می‌جَوید، مامان سر از بازار در می‌آورد. بچه‌سن که بودم حالی‌ام نمی‌شد. هاج و واج به بلوز آبی و کشبافتی…

پرش به بالا