روایت غرفه‌دار

Image Not Found

پدرمان زوج جوان ببیند، جهیزیه را زیر قیمت خرید می‌فروشد!
پدرمان زوج جوان ببیند، جهیزیه را زیر قیمت خرید می‌فروشد!
توسطفاطمه دولتیWednesday، 12 بهمن 140213030

آخرین امتحان دانشگاه که تمام شد با سرعت برق خودم را رساندم باسلام تا برویم برای مصاحبه. چای خورده نخورده راه افتادیم و از…

از کارکردن کنار هم خوشحالیم
از کارکردن کنار هم خوشحالیم
توسطفاطمه سادات موسویTuesday، 11 بهمن 140215964

لوکیشن را برایم ارسال می‌کند و می‌گوید: کی تشریف میارید؟ من هربار که قرار می‌گذاریم با غرفه‌دارها، نگرانی عجیبی در جانم رخنه می‌کند. جنس…

یک روز با پرفروش‌ترین انجیرفروش فضای مجازی استهبان
یک روز با پرفروش‌ترین انجیرفروش فضای مجازی استهبان
توسطاطلاع رسانیTuesday، 4 بهمن 140211587

شب بود. سر را که بالا می‌گرفتم تمام صور فلکی آسمان استهبان قابل مشاهده بود. ستاره‌ها دست به دست هم داده بودند و هرکدام…

آقام می‌گفت انجیر میوه بهشتی است، میوه‌هایش را با وضو بچینید
آقام می‌گفت انجیر میوه بهشتی است، میوه‌هایش را با وضو بچینید
توسطعلی علیزادهMonday، 3 بهمن 14027870

«و به یاد بیاور موسی را، آن‌گاه که آتشی از دور دید و به خانواده خود گفت:«اندکی صبر کنید که من آتشی دیدم. شاید…

کاش باغ انجیری را که از پدرم هدیه گرفته بودم، نمی‌فروختم
کاش باغ انجیری را که از پدرم هدیه گرفته بودم، نمی‌فروختم
توسطعلی علیزادهSaturday، 1 بهمن 14027519

کوه که از شب پر می‌شد، درخت‌های انجیر که به خواب می‌رفتند، مرتضای نه ساله زیر نور مهتاب به رویای بزرگش فکر می‌کرد:«یعنی می‌شه…

پدرم به‌خاطر من تنها سرمایه‌ی زندگی‌اش را فروخت
پدرم به‌خاطر من تنها سرمایه‌ی زندگی‌اش را فروخت
توسطفاطمه دولتیMonday، 26 دی 14024423

«اول عاشق پارچه شدی، بعد عاشق من!» «مات و مبهوت، ایستاده بودم به تماشا. با سرمایه‌ای جزئی آمده بودم برای خرید پارچه. هیچکس و…

سفر به کارخانه چای مامان ماهرخ
سفر به کارخانه چای مامان ماهرخ
توسطفاطمه دولتیTuesday، 13 دی 14024111

من ماهرخم، مادر 5 فرزند و استاد تولید چای دستی! مامان ماهرخ اهل سیدآباد است. می‌دانید سیدآباد کجاست؟ اگر یک نقشه دم دستتان باشد…

پرش به بالا